بسم الله الذی کرّم...
تاریخ پیدایش اجتهاد: هم چنان که از مطالب پیشین به دست می آید، تقلید در احکام دین از همان ابتدای بعثت رسول اکرم(ص) در میان مسلمانان متداول بود و هر کسی با مراجعه آن حضرت و اصحاب ایشان مشکل خود را حل می کرد. اما پیدایش اجتهاد و رد فروع بر اصول و استنباط احکام شرعی از روایات، در میان اهل تسنن و تشیع متفاوت است.
اهل تسنن پس از رحلت حضرت رسول اکرم از سویی با کمبود احادیث و رشد روزافزون مسائل جدید مواجه شدند و از سوی دیگر چون اعتقادی به جانشینی حضرات معصومین(ع) نداشتند از همان زمان اجتهاد در امور شرعی و فقهی را شروع کردند.
در مقابل شیعیان با اعتقاد به امامت ائمه(ع) خود را از اجتهاد در امور شرعی بی نیاز می دیدند و با مراجعه حضوری به آن بزرگواران مانند زمان حضرت رسول اکرم(ص) مسائل خود را می پرسیدند تا این که در اواخر حیات حضرت امام صادق(ع) تدوین فقه شیعه و احادیث ائمه در میان علمای امامیه از رشد بی سابقه ای برخوردار شد.
در همین دوره بود که در میان ناقلان احادیث ائمه در نقل حدیث اختلاف افتاد و عده ای خائن به جعل حدیث دست زدند. ائمه(ع) در آن زمان و پس از آن شیوه صحیح برخورد با اخبار متعارض را که یک نوع اجتهاد است تبیین نمودند و نیز در همین دوره ائمه(ع) میزان و مقایس های دیگری را برای اجتهاد و استنباط مانند استصحاب، برائت، احتیاط و... تبیین کردند. لذا این دوره فصل آغازین اجتهاد در تاریخ شیعه به حساب می آید اما علمای شیعه در عین مشروع بودن اجتهاد و تبیین قواعد اجتهاد از سوی ائمه(ع) به لحاظ امکان رسیدن حکم واقعی و دریافت احکام از آن بزرگواران به جز موارد اندکی اجتهاد را چندان مورد توجه و کاربرد قرار ندادند. پس از دوره غیبت صغری بود که اجتهاد رشد و شکوفایی خود را شروع کرد و این خود تاریخ مفصلی دارد.
پس از این مقدمه که در پنج بخش ارائه شد به ذکر مقاله ای در باب ادوار اجتهاد از دایرة المعارف بزرگ اسلامی و پس از آن به سایر مباحث این عرصه خواهیم پرداخت ان شاء الله...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت   توسط مرجع پژوه
|
بسم الله الذی عزّ...
در این بخش به بیان دوره های فقه اهل سنت خواهیم پرداخت، فقه اهل سنت دارای دوره های مختلفی است که از نظر می گذرانیم...
دوره اول:
دوره صحابه است. در این دوره برخی از صحابه، مرجع دینی اهل سنت بودند مانند عبدالله بن مسعود، سلمان فارسی، معاذ بن جبل و مانند اینها. در همین دوره اول، اهل سنت دست به اجتهاد زدند چون منابع و مآخذ احکام دینی آنان به اندازه کفایت نبود در حالی که در همین دوره شیعه نیازی به اجتهاد نداشت برای این که امام معصوم حاضر بود و هرگونه مشکل شرعی پیش می آمد آن را حل می کرد ولی اهل سنت اینگونه مرجع دینی نداشتند.
دوره دوم:
دوره تابعین است. در این دوره اهل سنت احکام دینی خود را از فقهایی مانند قاسم بن محمد بن ابی بکر، عبدالله بن عباس، سعید بن جبیر، عبدالله بن عمر، شریح قاضی، انس بن مالک و مانند اینها اخذ می کردند. اهل سنت در این دوره هم ناچار بودند اجتهاد کنند تا احکام دینی مردم را بفهمند. شیعه در این دوره هم نیاز به اجتهاد نداشت و هر چه پیش آمد، حکم آن را از امام معصوم اخذ می کردند.
دوره سوم:
دوره امامان چهارگانه است. این دوره از اوایل قرن دوم شروع می شود و تا نیمه قرن چهارم ادامه می یابد. در این دوره سنت و فقه تدوین می شود. درخشانترین دوره فقه اهل سنت این دوره است. فقهای این دوره عبارتند از: ابوحنیفه نعمان بن ثابت، مالک بن انس، محمد بن ادریس شافعی و احمد بن حنبل شیبانی و شاگردان این چهار نفر. در این دوره مذاهب اربعه شکل گرفته و با استقرار این مذاهب، باب اجتهاد بسته شد و فقهای بعدی، براساس این مذاهب، احکام دینی مردم را بیان می کردند و خودشان نظر خاصی نمی دادند. بر این اساس هم مردم و هم فقهای بعدی همه مقلد گردیدند.
دوره چهارم:
دوره توقف اجتهاد است.
دوره پنجم:
دوره تقلید محض است و این دوره تا عصر حاضر ادامه دارد.
دوره ششم:
عصر حاضر است. دوره تقلید محض از نیمه قرن هفتم تا اوایل قرن سیزدهم ادامه یافت و در این هفت قرن و نیم، فقه اهل سنت ضعیف شد ولی در عصر حاضر، اهل سنت، از حالت تقلید محض خارج گشتند و حتی یکی از فقهای عصر حاضر از اهل سنت به نام شیخ محمود شلتوت که در سال 1383 ه.ق وفات کرد فتوا داد که اهل سنت می توانند به فقه جعفری عمل کنند همان گونه که به مذاهب اربعه عمل می کنند. این فتوا نشانه خروج فقهای اهل سنت از تقلید محض است.
پایان بخش چهارم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت   توسط مرجع پژوه
|